| |
تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آااي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه
توسط : admin
|
تركه ميخواسته بره شهرك آزمايش براي امتحان رانندگي , صبح ناشتا ميره امتحان شهر بده
توسط : admin
|
يه همشهريه پشتش رو مي خواسته بخارونه, دستش نميرسيده ! صندلي زير پاش ميگذاره
توسط : admin
|
عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم
توسط : admin
|
قزوينيه رو با شومبول له و لورده و درب و داغون ميبرن اورژانس. دكتر شيفت ازش ميپرسه: بابا چه بلايي سر خودت آوردي؟ قزوينيه با حال زار ميگه: بالام جان، مگه من اون مادر قحبهاي كه رو ديوار عكس كان كشيده بود رو گير نيارم!!!
توسط : admin
|
يه تركه داشته تو بينهايت راه مي رفته يه صداي بلند به گوشش مي رسه برمي گرده ميبينه دوتا خط موازي خوردن بهم !
توسط : admin
|
سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم
توسط : admin
|
كارگري در طبقه 12 ساختمان نيمه سازي كار مي كرده. شخصي از پايين صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پايين و مرد. كارگر بيچاره خيلي ناراحت شد و بسرعت پايين آمد و به سمت خانه عازم شد. در راه كم كم آرامتر شد,سر چهار راه اول بياد آورد ! ما كه خونمون 2 طبقه بيشتر نيست. دو تا خيابون اونطرفتر بخودش گفت : من كه اصلا زن ندارم ! و كمي بعد بياد آورد !! من كه اصلا غضنفر نيستم !
توسط : admin
|
يكبار يك همشهري يك خيار بر مي داره مي بره سوپرماركت , به فروشنده مي گه: ببخشيد آقا خيارشور داريد؟ فروشنده هم در جواب مي گه بله داريم. همشهري ما هم مي گه پس بي زحمت اين خيار ما رو هم بشور
توسط : admin
|
رشتيه ميره خونه، زنش با چشم گريون بهش ميگه: خاك بر سر بي غيرتت كنن! يه يارو منو وسط خيابون كرد! رشتيه خيلي شاكي ميشه و به غيرتش بر ميخوره، ميگه: بيا نشونم بده ببينم كدوم بيناموسي بوده تا خواهر ماردشو يكي كنم! زنه ميبردش جلوي يك قهوه خونه، يك يارو سبيل كلفته رو نشون ميده، ميگه اون يارو بود. رشتيه ميگه: اونو ميگي؟ بابا ولش كن، اين بابا ديوونست! خود منم تا حالا بيست بار وسط خيابون كرده!!
توسط : admin
|
|